داشتم فراموشت میکردم اما باز دوباره دیدمت تو غم هام غوطه ور شدم اخه چراااااا
داشتم فراموشت میکردم اما تا صدات رسید به گوش من شکستم بی صدا چراااااااا
داشتی میرفتی از خیال من خزونی بود بهاره من دیدم تورو خزونم جون گرفت
این قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاهه گرمو بی ریا و عاشقت جون گرفت
چرا دوباره امدی این صدارو جون دادی گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد
شوغه نگاهه خستمو دوباره دوختی آخره ستاره حسرتم بی اندازه شد
یا راحتم کن واسه همیشه یا دلو بکن از ریشه از خیاله سرده من برو
یا باغبون شو بهارو باز نشون بده گلارو تو وجوده خسته ام برو
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 12:19  توسط هوای بارانی
|
دوستتدارمدوس
تتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 20:0  توسط هوای بارانی
|
تو همونی که تویه موج بلا
واسه تو دستامو قایق میکنم
اگه موجا تو رو از من بگیرن
قطره قطره آب میشم دق میکنم
وای که دلم طاقت دوریت و هیچ نداره
بغض نبودن تو اشکامو در می یاره
ای که بی تو این کویر خواب بارون میبینه
وقتی نیستی غم دنیا تو می قلبم میشینه
ای که بی تو واسه من همه دنیا قفسه
ترس از نبودن تو التهاب نفسه
توی بهت غم و تنهایه من
به سرم دست نوازش کشیدی
ولی با رفتنت ای هستی من
هستی منو به اتیش کشیدی
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 10:8  توسط هوای بارانی
|
هنوزم در پی اونم
که میشه عاشقش باشم
مثله دریایه من باشه
منم چون قایقش باشم
هنوزم در پی اونم
که عمری مرهمم باشه
شریکه خنده و شادی
رفیقه ماتمم باشه
خدایا عشق من پاکه
اگر چه عشقی از خاکه
منم اون عاشقه خاکی
که از عشقه تو دل چاکه
میگن جوینده یابنده ست
ولی پاهایه من خسته ست
من حتی با همین پاها
میرم تا حدی که جا هست
هنوزم در پی اونم
که اشکامو رویه گونه ام
با اون دستایه پر مهرش
کنه پاک و بگه جونم
بگه جونم نکن گریه منم اینجام
بزار دستات و تو دستام
تو احساسه منو میخوای
منم ای وای تو رو میخوام
امیدوارم خوشت بیاد تقدیم به پسرخوب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 14:3  توسط هوای بارانی
سره تو بزار رو شونم آروم بخواب گله بهار
من پیشتم تا خوده صبح
چشماتو آروم هم بزار
اونقده بیدار میمونم تا وقتی خوابت ببره
وقتی میخوابی رویا هم
نازه نگاتو میخره
کابوسو زندون میکنم خوابه بد و میسوزونم
مثله یه گنجیشکه کوچیک آروم بخواب مهربونم
دستت تو دستایه منه
عزیزه خوبه نازنین
چشماتو آروم هم بزار رو شاپره ابرا بشین
تا صبح برات شعرو غزل لالایه عشق میخونم
چشماتو آروم هم بزار من اینجا بیدار میمونم 
حافظه خوابه تو میشیم
منو خدایه خوبه دل
چشماتو فردا میبینم خوب بخوابی شبت بخیر

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 13:11  توسط هوای بارانی
|
nemitoonam nemitoonam khande koonam
delamo az khoshiha akande koonam
akhe tanham akhe tanham
ye ashena sange saboor ye kas mikham
dige daram khafe misham nafas mikham
are dige donastam ke bi to kas nist nafas nisti na havas nisti
na hameja hastiyo hija nisti
ramze omidi sobhe sapidi eshgo navidi khoda jooon
zendooniye dardam fagat toyi to kilide gofle in zendoon
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 21:59  توسط هوای بارانی
|
به شما نميرسم من
که شما خود بهشتی
چی بگم واژه نمونده
همه رو شما نوشتي
من خاکی تو زمينم
شما اوج آسمونی
به باری تو قصه ميگن
شما خيلی مهربونی
گلای سرخ تو باغچه
گلای آبی گلدون
هميشه کنارتونن
بهارا ميشن يه مهمون
درياها اشک نگاتون
باغا عطر گیسوهاتون
به کوير ميگن چی داری
ميگه گرمای صداتون
غمتون زرده مثه برگ
که پاييز رفت و رهاش کرد
مثه عاشقی که يارش
دست به دامن خداش کرد
چشاتون مثه ستاره
همونی که بی قراره
مثه اون شهاب پر نور
که يه دم آروم نداره
(مجید پرشیا)
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 10:21  توسط هوای بارانی
|
اشکایه یخیمو پاک کن
درایه قلبه تو وا کن
صدایه قلبمو بشنو
من چه کردم با دله تو
کاشکی تو لحظه ی آخر
عشقو تو چشام میخوندی
قلبه تو صدامو نشنید
رفتی با غریبه موندی
اگه یه روز بگم از این حکایت
که به تو کردم عادت
دلم پیشه دلت مونده تو زندونه رفاقت
اگه یه شب برسم به حقایق
میشم خدایه عاشق
میگم رازمو به ستاره ی دریا ی مغرب
+ نوشته شده در جمعه ششم آبان 1384ساعت 22:50  توسط هوای بارانی
|