
۱) تنهای، که خدا ازش قهر کرده باشه
۲) تنهایی،که هیچ دوستی نداشته باشه
۳) کسی که در هیچ مورد نتونه اظهار نظر کنه
۴) کسی که نتونه با کسی صحبت کنه و چیزایی که تو دلشه بگه
۵) کسی که گریه هر روز مهمون اون باشه
۶) آدمایه خودخواه و مغرورم بیشترشون تنهان
به نظره شما راهی واسه حل این موردا هست ؟
من فقط میخوام به شما بگم اگه از تنهای نوعه ۱ هستین باید بگم خدا چون خودشم تنهاست میتوانه درد تنهاییه بنده هاشو درک کنه توکلتون به خدا باشه مطمین باشید که فراموش تون نکرده
بیا که احساسم را برایت دست نخورده ،نگاه داشتم
و جسمم را به لذت بوسه ای نفروختم
بیا که میخواهم وقتی دستانت را روی احساسم میگذاری
از فرط لذت قطره های اشک بر روی گونه هایت بدرخشد
میخواهم با اشک هایت بر تمام احساسم بوسه زنی
میخواهم اشک هایت تمام روحم را خیس کند
بیا که سال هاست سر به دیوار نهاده ام
بیا ای تنها هم آغوش من ، بیا

تو نگاه میکنی و دلم تو چشمات میمیره
اونقدر دوست دارم دیونه بازی میکنم
کلکم ،عزیزم،جیگرم،خوبم،بهترینم،......... شاکی نشو من تو رو راضی میکنم
قیمت چشمایه تو قلب منه،اندازه نیست
واسه دوست داشتن تو نیازی به اجازه نیست
اونقدر دوست دارم حوصله ات رو سر می برم
یه روز نیای بگی،دیگه تو رو دوست ندارم
ساعت دیدن تو صدای من در نمی یاد
آره تقصیر منه دوست دارم خیلی زیاد
اونقدر دوست دارم شماره ها خسته میشن
تا نهایت میرن و با چشم تو بسته میشن
مرا تنها مگذار! بی تو آسمان زیبا نیست و راه رفتن ابر ها به راه رفتن مردگانی می ماند که از خوابی دیر پا بر خاسته اند.
بی تو کتاب ها بسته می ماند و قلم ها نای نوشتن ندارند . بی تو هیچ جاده ای به طرف افق های روشن نمی رود و هیچ جنگلی به فکر سبز شدن و بالیدن نمی افتد و هیچ پرنده ای بال هایش را برای پرواز آرایش نمیکند.
مرا تنها مگذار ! نمی خواهم در اتاقی که از بوی خورشید تهی است ،نفس بکشم نمی خواهم شکل ستاره ها را از یاد ببرم بی تو لبخند مفهومی ندارد و زندگی یک معمای حل ناشدنی است.
بی تو زمین یک توپ سر گردان است و دلم یک تکه یخ . بی تو شعر های من بی معناست و گل های که در باغچه کاشته ام رنگ و بویی ندارند.
مرا تنها مگذار! من نمی توانم این همه کوه و صخره را بر شانه های نحیفم حمل کنم. من طاقت رو بروشدن با امواجه بلند دریا و آرامش سپید اقیانوس را ندارم . بی تو خواب بد مزه و تلخ است و من هزار سال است که پلک بر هم نگذاشته ام و هزار سال است که آغوشم را به روی کسی نگشوده ام و هزار سال است که آواز نخوانده ام . بی تو پنجره ها خالی از منظره اند و سینه ها خالی از شور و شوق .
مرا تنها مگذار ! من نمی توانم ثانیه هایه سرد و ساکت را به طرف فردا هل بدهم و روی نزدیک ترین درخت قلبم را به یادگار حک کنم!!!!!
بی تو حتی ماه هم در شب های تنهایی ام رغبت نمیکند سری به من بزند . بی تو هوای چشمانم همیشه بارانی است.
کسی که به ما گاه سر میزند
کسی که هر آنچه شوم دور از او
برایش دلم بیشتر میزند
کسی که نگاهش بخواهد اگر
همه را به کوه و کمر میزند
کسی که تبارش زمرداب نیست
و چون رود،ساز سفر میزند
کسی که پس از سال ها آگه است
که آن مرغ،امروز پر میزند
به او قول داده است دیدار بعد
بر این بوم طرحی دیگر میزند
همیشه به این فکر ها دلخوشم
که خورشید از آن کوچه سر میزند
۲)به نظره شما چه رنگیه؟
۳)کی رو از همه بیشتر دوست دارین؟
۴) چه کارایی حاضرین براش انجام بدین؟
۵)اگه بخواین بهش کادو بدین چی انتخاب می کنین؟
۶)فکر می کنین چی بیشتر خوشحالش میکنه؟
۷)اگه یه روز فراموش تون کنه چه کار میکنین؟