فرصت
کاش همه چیز سبز بود و حتی ابرهای سیاه ،سبز می شدند .
کاش همه چیز به رنگ بهار بود و به رنگ رودهای سبزی که به طرف دریا می روند .
کجاست جاده ای که مرا به تو برساند؟
کجاست کسی که آسمان را به من نشان دهد .
دلم از این همه ابر گرفته است .
فرصتی می خواهم برای با تو بودن ،برای رسیدن به انتهای دنیا .
برای نوشتن شعری زیبا بر بال های فرشتگان .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 16:44  توسط هوای بارانی
|
